جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

     چول هیون بای پیشنهاد نموده است که پنداشتی گفته شود که برپایه آن دوسرچشمه برای نوشته های بیستون آماده شده بود. یکی برای نسخه های سه گانه میخی بر دیواره کوه بیستون و دیگری برای پاره نوشته های پراکنده یافت شده در سرزمین های دیگر. پژوهشهای انجام شده بدست «رودیگر اشمیت» درباره سرچشمه های بیستون به گونه زیر خلاصه شده است:

با نگاه به نسخه های میخی بیستون شکی نمی ماند که نوشته های میخی پارسی باستان و ایلامی در یکسو و نسخه های بابلی و آرامی در سویی دیگر دسته بندی می شوند. نوشته های گروه دوم (بابلی و آرامی) آمار شورشیان کشته شده و دستگیرشده را آورده اند. آنها همچنین نام ماهها را به سامی (و نه پارسی) آورده و در نگارش آوانگاری های ویژه از نامهای جغرافیایی مشخص، با هم سراسر همسان بوده و در جاهایی گویش نامها به جای پارسی باستان، مادی است.

این پنداشت که بنیاد کندوکاوهای اشمیت بوده برهمسانی میان نسخه های اکدی سنگنبسته بیستون (AA DB) و نسخه آرامی الفانتین (OfA DB) بیرون آمده است، دفاع شدنی نیست. با اینکه آمار کشته و دستگیر شدگان در گروه دوم نوشته ها آورده شده است، اما با سنجش نسخه اکدی AA DB و همچنین پاره نوشته های آرامی، چندین ناهمسانی بنیادی در آنها دیده می شود که «گرین فیلد پروتن» (Greenfield Porten) آنها را به هفت دسته گروه بندی نموده است.

ادامه مطلب ...

هنگام سنجش نسخه های بیستون با یکدیگر، درمی یابیم که چند ناهمانندی و تفاوت در میان نسخه ها به چشم می خورد که دربرگیرنده افزودن یا چشم پوشی از یک واژه، جمله با یک بند (پاراگراف) – نسبت به یک نسخه دیگر- بوده و نشان از یک روند پیچیده برای نگارش نسخه های این سنگنبشته و ویرایش آنها دارد.

افزون بر این ناهمسانی نسخه ها، سختی دسترسی به خود سنگنبشته که برفراز دیواره بسیار بلندی بر سینه کوه بغستان کنده شده، کار رونوشت برداری از نویسه های آنرا همواره پیچیده و دشوار ساخته است. چنانچه تاکنون تنها چند تن توانسته اند خود را به این نوشته های میخی رسانده و با دردسر بسیار از آنها نسخه برداری کنند. (البته در چند سال اخیر با برپایی یک پلکان آهنی در شکاف دیواره و نصب داربست، نزدیک شدن به سنگنبشته ها دشوار نیست اما با این همه هنوز هم رسیدن به خود نوشته های میخی، بسیار خطرناک است. ا. پریان).

رودیگر اشمیت (R. Schmitt) تنها کسی بود که در دهه های گذشته عکس های دقیقی را از نویسه های میخی همراه با برگردان آنها، آوانگاری و برگردان خود سنگنبشته ها فراهم ساخت. (با این همه در چند سال گذشته آقایان ذوالفقاری، مالیان و چگینی از دانشگاههای تهران و امیرکبیر و سازمان میراث فرهنگی کشور، با هماهنگی و همکاری این سازمان، پروژه ارزشمند فوتوگرامتری و توپوگرافی از پیکره ها و نوشته های میخی بیستون را با آماده سازی و تهیه نقشه های بسیار دقیق از پیکره ها، سنگنبشته بیستون و نویسه های آن به انجام رساندند که کاری بس در خور و شایسته است.)

ادامه مطلب ...

از هنگام برجسته شدن دوباره سنگنبشته بیستون به دست ماجراجویان اروپایی، چند دیدگاه و گمان درباره گامها، ترتیب تراش پیکره ها و نگارش سنگنبشته ها گفته شده است. این گمانه زنی ها با استناد به گواهی هایی که در پیکره ها و نیز خود سنگنبشته بیستون دیده می شود ارائه شده اند. اما دیدگاههایی دیگر نیز هستند که از یک گمانه زنی ساده درباره گامهای تراش پیکره ها و سنگنبشته تا بررسی و موشکافی یافته های برجسته باستان شناسی را در برمی گیرد.

نخستین بار هنری راولینسن H. C. Rawlinson بود که نسخه ایلامی سنگنبشته (AE DB) را در بخش پایین سنگنبشته در سوی چپ نسخه پارسی باستان رونویسی کرد. او در آن هنگام به نسخه ای دیگر در سوی راست پیکره ها که بخشی از آن با تراش پیکره سکونخای سکایی از میان برداشته شده بود نگریست و در این بررسی نسخه ای دیگر را به زبان ایلامی یافت. تنها سه خط از ستون نخست این نسخه، درست در زیر پیکره را سکونخا می شد خواند.

«نوریس» E. Noris که پسان تر نسخه رونوشت ایلامی برداشت شده بدست راولینسن را منتشر کرد، این سه خط را «بخشی جدا و تکرار بخشی دیگر در سوی چپ نسخه پارسی باستان (AE DB ستون یکم خطهای 61-63)» نامید. اما نه راولینسن و نه نوریس هیچکدام تلاش نکردند این را بیابند که چرا دو نسخه کپی از هم ایلامی در سنگنبشته بیستون دیده می شوند.

«کینگ و تامسون» King & Thompson که نسخه های میخی بیستون را با هم سنجیدند در کتاب خود «پیکره ها و سنگنبشته داریوش بزرگ بر دیواره بیستون در ایران، 1907»، حتی به این نیز نپرداختند که چرا این سه خط زیر پیکره سکونخای سکایی، بسیار با بخشی از نسخه دیگر ایلامی (ستون یکم، خطهای 61-63) یکسان است. آنها تنها گمان بردند که این سه خط ایلامی درباره رویدادهایی است که در ستون پنجم نسخه پارسی باستان نوشته شده است. (به آگاهی دوستان گرامیم می رسانم که این همان سرچشمه ای است که من ا. پریان از نویسه های سه زبانه آن در همین نوشتار بویژه در خوانش نسخه ایلامی بهره مند شده ام).

ادامه مطلب ...

دوستان گرامی و ارجمند

همچنانکه می دانید سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون دربرگیرنده نوشته های میخی به زبانهای پارسی باستان، ایلامی و اکدی است. برخی از این نوشته های میخی در چند ستون و برخی دیگر نیز در جای جای گوناگون دیواره و نیز کنار خود پیکره ها (میان آنها، زیر پای آنها یا بالای سر آنها و پیرامون نگاره دایره بالدار) دیده می شوند.

از آنجا که در جستارهای گوناگون درباره سخنان داریوش بزرگ در بیستون به این نوشته ها اشاره شده و آنها به نسبت جایگاهی که دارند کد بندی شده اند و همچنین برای سادگی کار خوانندگان گرامی در یافتن جایگاه این نوشته ها و همچنین موقعیت آنها نسبت به یکدیگر برآن شدم تا نمای نقاشی را که خودم از سنگنبشته کشیده ام در اینجا بیاورم.

هدف من از آوردن این نگاره تلاش برای کمک به خوانندگان به یافتن جایگاه نوشته ها در این سنگنبشته است بویژه که جستاری که در پی این نوشتار خواهد آمد، به گامهای تراش پیکره ها و نگارش نوشته های میخی بر دیواره بیستون خواهد پرداخت.

در اینجا گرافها یکی یکی بدون کد و دیگری کدبندی شده خواهد آمد. از دوستان گرامیم برای کوتاهی هایی که در این نقاشی دیده می شود و اینکه شاید در برخی بخش ها، این گراف با نمای واقعی تطبیق نداشته باشد، پوزش می خواهم.

برای دیدن این گرافها «ادامه مطلب» را کلیک کنید. سپاسگذارم

ادامه مطلب ...

داریوش بزرگ کوه بیستون را در میانه سرزمین هایی که در فرمان داشت و در دل سرزمین ماد، برای به یادگار گذاردن کارنامه res gestae سالهای نخستین خود برگزید. اینکه چرا او از سرزمین پارس و شهرهای پاسارگاد و تخت جمشید چشم پوشی کرد و بزرگترین سنگنبشته اش را در جایی دور از زادگاه و پایتختش بزگزید، خود داستانی شنیدنی دارد.

نخست اینکه او خود را یک آریایی می دانست و ماد هم بخشی از سرزمین آریایی بود. پیوندهای دیرین فرهنگی و زبانی این سرزمین با سرزمین پارس بسیار ژرف بوده و با استناد به نوشته های بسیاری از سرچشمه های کلاسیک، کوروش بزرگ روزگار نوجوانی خود را در آنجا گذراند. پسان تر در همان سنگنبشته بیستون، داریوش از مادها بارها در کنار پارسها یاد کرده و چند تن از فرماندهانش نیز از ماد بودند. گویی که دو مردم پارس و ماد برادر یگدیگر بوده و از یک سرچشمه ایرانی زاده شده بودند.

ادامه مطلب ...

دوستان گرامی و سروران ارجمند

آنچه که در زیر و در چند جستار آمده یا خواهد آمد تلاشی است برای نگاهی سرتاسری به سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون و نگاهی به پژوهشهایی که تاکنون درباره آن انجام گرفته و هدف من از نگارش آن نخست یادگیری خودم و هدف دوم برپایی گفتگویی سازنده با ایران دوستان درباره پژوهشها و کندوکاوهای روزگار کهن و ایرانیان باستان و همچنین یاری و راهنمایی گرفتن از دوستان ارجمند بوده و باز هم برای این است که من از راهنمایی دوستان بهره مند شده و آموخته های ناچیزم را افزون سازم.

سرچشمه بنیادین این جستار نوشتاری ارزشمند است پی دی اف شده نوشته   Chul Hyung Bae است به نام:

LITERARY STEMMA OF KING DARIUS’S (522-486 B.C.E) BISITUN INSCRIPTION: EVIDENCE OF THE PERSIAN EMPIRE’S MULTILINGUALISM

 که در آن نگاهی به روشها و چگونگی نگارش این سنگنبشته انداخته است و من با بهره مندی از این نوشتار تلاش نموده ام درباره دستاوردهای ارزشمند این پژوهشگر گفتگو نمایم. بایسته است این را نیز بگویم که در چند جا من از سرچشمه های دیگری بهره مند شده ام. آنجا که اندازه های دقیق سنگنبشه ها را آورده ام از کتابی دیگر بنام زیر بهره مند شده ام:

THE SCULPTURES AND INSCRIPTION OF BEHISTUN (SCULPTURES AND INSCRIPTION OF DARIUS THE GREAT ON THE ROCK OF BEHISTUN IN PERSIA) Sold by British museum (1907)

ادامه مطلب ...